علل افسردگی

علل افسردگی

خرداد ۹, ۱۳۹۶ نسخه افسردگی نظرات

آیا تا کنون به این مسئله فکر کرده­ اید که چه عواملی منجر به بروز افسردگی بالینی می­ شوند؟ علل افسردگی چیست؟ ممکن است پس از ابتلا به افسردگی اساسی، این سوال برای شما به وجود بیاید که چرا برخی از افراد دچار افسردگی می­ شوند؟

افسردگی از جمله بیماری ­های بسیار پیچیده است که به دلایل مختلفی رخ می ­دهد. برخی از افراد در طی دوران ابتلا­ به بیماری ­های جسمی جدی دچار افسردگی می شوند. عده­ای دیگر از افراد نیز بدلیل برخی تغییرات و تحولات زندگی از قبیل نقل مکان یا فوت یکی از عزیزان­شان دچار افسردگی می­ شوند. از طرفی برخی دیگر از انسانها سابقه ­ی خانوادگی افسردگی دارند. این افراد همان کسانی هستند که ممکن است بدون هیچ دلیل بارزی دچار افسردگی شده و احساس غم و اندوه و تنهایی نمایند.

علل اصلی بروز افسردگی چیست؟

برخی از عوامل ممکن است احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهند، که عبارتنداز:

سوء استفاده. وجود سوء استفاده­ های جسمی، جنسی و یا عاطفی در گذشته ­ی فرد می­تواند در مراحل بعدی زندگی منجر به افسردگی شوند.

برخی داروها. برخی داروها، مانند آکوتان (مورد استفاده در درمان آکنه)، داروهای ضد ویروس اینترفرون آلفا و کورتیکواستروئیدها، می توانند خطر ابتلا افسردگی را افزایش دهند.

تعارضات. در افرادی که از نظر زیست­ شناختی مستعد افسردگی می­ باشند، ممکن است افسردگی بدلیل وجود تعارضات شخصی و یا اختلاف با اعضای خانواده یا دوستان بروز کند.

مرگ و یا فقدان. غمگینی و داغدیدگی ناشی از مرگ یا فقدان فردی مورد علاقه، ممکن است خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.

ژنتیک. سابقه ­ی خانوادگی افسردگی ممکن است خطر بتلا به این اختلال را افزایش دهد. تصور می­ شود که افسردگی از جمله صفات پیچیده­ ای است که در میان نسل­ های خانوادگی انتقال می ­یابد، اگر چه  نحوه انتقال ژنتیکی اختلالات روانپزشکی به سادگی بیماری ­های کاملاً ژنتیکی مانند کره هانتینگتون یا فیبروز کیستیک  قابل تبیین نیست.

رویدادهای مهم زندگی.  حتی برخی رویدادهای خوب مانند شروع یک کار جدید، فارغ التحصیلی، و یا ازدواج می­ توانند باعث ایجاد افسردگی شوند. مثال های دیگری در همین زمینه عبارتند از از دست دادن شغل و یا درآمد، طلاق، یا بازنشستگی.

سایر مشکلات شخصی. مشکلاتی مانند انزوای اجتماعی ناشی از سایر بیماری ­های روانی یا طرد شدن از خانواده و یا  یک گروه اجتماعی می­ تواند منجر به افسردگی شود.

بیماری های جدی. گاهی اوقات افسردگی همزمان با یک بیماری مهم وجود دارد و یا اینکه واکنشی به وجود آن بیماری است.

سوء مصرف مواد. نزدیک به ۳۰ درصد از افراد مبتلا به سوء­ مصرف مواد دچار افسردگی بالینی یا اساسی نیز هستند.


ارتباط بین زیست شناسی و افسردگی

محققان به وجود تفاوت­ هایی در مغز افراد افسرده پی برده ­اند. به عنوان مثال، به نظر می ­رسد که هیپوکامپ – بخش کوچکی از مغز که برای ذخیره سازی خاطرات ضروری است – در برخی از افراد دارای سابقه افسردگی نسبت به افراد فاقد تجربه افسردگی کوچکتر است. هیپوکامپ کوچکتر گیرنده ­های سروتونینی کمتری دارد. سروتونین از جمله مواد شیمیایی مغز به نام انتقال دهنده ­های عصبی است که امکان ارسال پیام در مدارهای   نواحی مختلف مغزی را فراهم می ­سازد.

دانشمندان هنوز دلیل کوچکتر بودن هیپوکامپ در برخی از افراد مبتلا به افسردگی را نمی ­دانند. برخی از محققان دریافته­ اند که هورمون استرس،  یعنی کورتیزول در افراد افسرده بیش از حد تولید می شود. این محققان بر این باورندکه کورتیزول اثرات مخرب یا “کاهنده­ ای” بر روی رشد هیپوکامپ دارد. از سوی دیگر،  برخی از متخصصان معتقدند که افراد افسرده از بدو تولد با هیپوکامپ کوچکتری به دنیا می­ آیند و بنابراین بیشتر مستعد افسردگی هستند. البته گمان می ­رود که احتمالاً به جز هیپوکامپ، بسیاری از دیگر نواحی و مدارهای مغزی نیز با افسردگی در ارتباط هستند و لذا هیچ ساختار یا مسیر منفردی از مغز نمی ­­تواند ابتلا به افسردگی بالینی را به تنهایی تبیین نماید.

مسلم است که افسردگی از جمله­ ی بیماری­ های پیچیده با مجموعه ­ای از عوامل مؤثر می ­باشد. جدیدترین اسکن­ ها و مطالعات مربوط به شیمی مغز نشان می ­دهند که داروهای ضد افسردگی سلول های عصبی را تقویت نموده و امکان برقراری ارتباطات نیرومندتری را برای آنها مهیا می­ سازند؛ به گونه­ ای که بتوانند در برابر استرس­ های زیست شناختی (به نام “اثر نوروتروفیک”) مقاومت نمایند. با دست یافتن دانشمندان به درک بهتری از علل افسردگی، متخصصان حوزه­ ی سلامت نیز به نوبه ­ی خودشان، قادر به تشخیص ­گذاری­ های مناسب ­تر و تجویز برنامه­ های درمانی موثرتر خواهند شد.


چه ارتباطی میان ژنتیک و خطر ابتلا به افسردگی وجود دارد؟

میدانیم که افسردگی گاهاً در میان نسل­ های خانوادگی منتقل می­ شود. این امر نشانگر اینست که حداقل نوعی پیوند جزئی میان ژنتیک و خطر ابتلا به افسردگی وجود دارد. فرزندان، خواهران و برادران و والدین  افراد مبتلا به افسردگی نسبت به اعضای جمعیت عمومی تا حدی بیشتر در معرض خطر ابتلا به افسردگی قرار دارند. احتمالاً ژن­ های متعدد با تعامل به شیوه­ های گوناگون، به انتقال انواع مختلفی از افسردگی در میان نسل­ های خانوادگی کمک می­ کنند. اما با وجود شواهدی دال بر وجود پیوندی خانوادگی برای افسردگی، بعید به نظر می ­رسد ژن واحدی برای “افسردگی” وجود داشته باشد، بلکه به نظر می­ رسد ژن ­های متعددی وجود دارند که هریک از آنها در تعامل با محیط، اثرات اندکی در بروز افسردگی به جای می گذارند.


آیا داروهای خاصی می ­توانند باعث بروز افسردگی شوند؟

در برخی از افراد، مصرف دارو ممکن است به افسردگی منجر شود. به عنوان مثال، داروهایی همچون باربیتورات­ ها، بنزودیازپین­ ها و داروهای درمان آکنه یعنی آکوتان، گاهی اوقات با بروز افسردگی به ویژه در افراد مسن همراه ­اند. به همین ترتیب، داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها، مخدرها (کدئین، مورفین)، و آنتی کولینرژیک­ ها که برای تسکین دل درد تجویز می ­شوند گاهی اوقات می تواند باعث ایجاد مانیا(شیدایی) شوند، که حالتی بسیار نئشه ­آور و پرانرژی است که می ­تواند با اختلال دوقطبی نیز همراه گردد.


چه ارتباطی میان افسردگی و بیماری های مزمن وجود دارد؟

در برخی افراد، بیماری های مزمن موجب افسردگی می شوند. منظور از بیماری­ های مزمن، بیماری­ های هستند که برای مدت زمان مدیدی به طول می­ انجامند و معمولاً به طور کامل قابل علاج نمی­ باشند. با این حال، بیماری­ های مزمن را اغلب می­ توان از طریق رژیم غذایی، ورزش، عادات سبک زندگی و  برخی از داروها کنترل نمود. برخی از نمونه­ های بیماری ­های مزمن که ممکن است موجب بروز افسردگی شوند عبارتنداز دیابت، بیماری ­های قلبی، ورم مفاصل، بیماری ­های کلیوی، ایدز، لوپوس و مولتیپل اسکلروزیس (MS) می ­باشند. کم­کاری تیروئید نیز ممکن است به احساس افسردگی منجر شود.

محققان بر این باورند که گاهی اوقات با درمان افسردگی بیماری ­های همراهبا آن نیز بهبود می­ یابند.


آیا افسردگی با دردهای مزمن مرتبط است؟

هنگامی که درد همچنان برای هفته­ ها تا ماه ­ها باقیست، آن را به عنوان درد “مزمن” تلقی می­ کنند. دردهای مزمن نه تنها به بدن بیمار آسیب وارد می ­نمایند، بلکه خواب فرد، توانایی وی برای ورزش و فعالیت، روابط اجتماعی و بهره وری او را در محیط کار نیز مختل می­ کنند. همچنین دردهای مزمن ممکن است در فرد ایجاد احساس غمگینی، انزوا و سرانجام افسردگی نمایند.

کمک­ هایی برای دردهای مزمن و افسردگی وجود دارند. یک برنامه ­ی چند جانبه­ ی پزشکی، رواندرمانی، گروه­های حمایتی و سایر موارد نیز می­ توانند به فرد در مدیریت درد، تسکین افسردگی و بازگرداندن زندگی به مسیر طیبعی ­اش کمک نمایند.


آیا افسردگی غالباً با غم و اندوه رخ می دهد؟

سوگواری واکنشی رایج به تجربه فقدان­ است. فقدان­­ هایی که ممکن است به غم و سوگواری منجر شوند عبارتند از مرگ یا جدایی از فردی مورد علاقه، از دست دادن شغل، مرگ یا از دست دادن حیوان خانگی مورد علاقه، و یا برخی تغییرات دیگر در زندگی، مانند طلاق و بازنشستگی.

ممکن است هر شخصی در زندگیش سوگواری و فقدان را تجربه نماید، ولی همه افراد در چنین شرایطی دچار افسردگی نمی­ شوند، چراکه افسردگی متفاوت از داغدیدگی بوده و شامل تجربه احساس کم ارزشی و خودکشی است، در حالیکه سوگواری  داغدیدگی شامل احساس فقدان و اشتیاق برای فرد مورد علاقه می ­باشد. هر فردی در نحوه­ ی مقابله­ با این احساسات شیوه­ ی منحصر به فردی دارد.


ترجمه شده از وبسایت: www.webmd.com

مقالات مرتبط
نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. وارد کردن موارد ستاره دار الزامی است