مبانی و شناخت افسردگی

مبانی و شناخت افسردگی

آبان ۲۲, ۱۳۹۸ نسخه افسردگی نظرات

افسردگی چیست ؟

تقریباً همگی ما برخی اوقات، معمولاً به دلیل رویدادهای ناراحت کننده و یا دشوار زندگیمان احساس غم می کنیم. ولی غمگینی یا ناامیدی مداوم می تواند نشانه افسردگی باشد، نوعی مشکل جدی که متضمن درمان است.

افسردگی، ۲۰ درصد زنان، ۱۰٪ مردان و ۵٪ یا بیشتر تمامی نوجوانان سراسر جهان را متاثر می سازد. افسردگی توسط سازمان بهداشت جهانی بعنوان چهارمین علت بیماری های جهانی رتبه بندی شده است و دومین مشکل روانپزشکی شایع در ایالات متحده (بعد از اختلالات اضطرابی) است، که سالانه حدود ۱۷.۶ میلیون نفر را گرفتار ساخته و هزینه های گزافی بر جای ­می گذارد.

افسردگی می تواند در هر سنی، از جمله دوران کودکی نیز رخ دهد. مطالعات انجام شده در ایالات متحده آمریکا نشان می دهند که در سال ۲۰۰۸، بین ۷.۴٪ و ۸.۷٪ افراد بزرگسال (۴۹-۱۸) و ۸.۳ درصد نوجوانان (۱۷-۱۲) افسردگی را در طی یک سال گذشته تجربه کرده بودند. با این حال، بسیاری از افراد اولین دوره افسردگی خود را در اوایل سی سالگی تجربه می کنند، البته افسردگی در میان افراد مسن نیز شایع می باشد. افسردگی صرفاًً عکس العمل طبیعی به چالش های مربوط به افزایش سن، از قبیل مرگ همسر و یا دوستان و محدودیتهای جسمی ناشی از سن نیست، بلکه افسردگی نوعی بیماری پزشکی بدون علل شناخته شده است.

علاوه بر این، در حدود ۱۵ درصد از زنان پس از وضع حمل دچار افسردگی پس از زایمان میشوند. در چنین مواردی، علائم ممکن است از هفته ها تا سال ها دوام داشته باشند. البته با کمک های حرفه ای، تقریباً تمامی زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان بر علایم خود غلبه می کنند.


انواع مختلف افسردگی چیست؟

  • واکنش افسردگی. واکنش افسردگی نوعی از افسردگی با شدتی کمتر و غالبا گذرا است که از وضعیتهای خاص زندگی ناشی میشود. در زبان تشخیصی مدرن، واکنش افسردگی به استرسهای خاص زندگی از لحاظ فنی “سندرم پاسخ استرس” (قبلاً بعنوان “اختلال سازگاری با خلق افسرده” شناخته میشد) نامیده میشود. علائم واکنش افسردگی می توانند شدید باشند، اما اگر شامل علائمی اضافی از قبیل تغییرات خواب و اشتها یا افکار خودکشی نباشد، معمولاً دارودرمانی ضرورت نداشته و علائم به مرور زمان – از دو هفته تا شش – فروکش میکنند. در صورت تداخل علائم با عملکرد معمولی فرد، روان درمانی گاهی اوقات توصیه میشود.
  • افسردگی اساسی. افسردگی اساسی نوعی بیماری جدی است که می تواند موجب ناتوانی در عملکرد یا خودکشی شود. افراد مبتلا به این اختلال نه تنها خلق و خوی افسرده دارند، بلکه مشکلاتی در زمینه انجام وظایف ساده روزمره، از دست دادن علاقه به فعالیت های معمول خود، خستگی شدید، مشکلات خواب، و یا احساس گناه و درماندگی نیز دارند. گاهی اوقات در موارد شدید بیماری، تماس خود با واقعیت را از دست داده، هذیانها (مانند اعتقاد به ارتکاب گناه، و یا در حال مرگ بودن) یا توهماتی (مانند شنیدن صدایی خیالی که می گوید: آنها هیچ ارزشی ندارند) دارند. افسردگی اساسی نوعی بیماری دوره ای است، بنابراین در حالی که بسیاری از بیماران از اولین دوره افسردگی خود بهبود می یابند، ولی میزان عود بالا است – شاید حتی تا ۶۰٪ در عرض دو سال و ۷۵٪ در عرض ۱۰ سال. پس از ۱۵ سال، ۹۰٪ افراد دچار عود یا برگشت افسردگی خواهند شد.

افسردگی اساسی، که بیش از ۱۶ درصد بزرگسالان ایالات متحده را در طول زندگیشان متاثر می سازد، اغلب به طور خود به خودی و بدون عامل مشخصی ظاهر می شود و یا میتواند بعنوان یک واکنش افسردگی ناشی از تجربه یک فقدان، تروما یا سایر اتفاقات استرس زای مهم زندگی آغاز شود. در افرادی که از نظر بیولوژیکی مستعد بیماری افسردگی هستند، واکنش افسردگی اولیه می تواند شدید بوده و به دوره تمام عیاری از افسردگی بالینی تبدیل شود. همچنین دوره های افسردگی ممکن است بطور خود به خودی – معمولاً در عرض شش تا ۱۲ ماه- ناپدید شوند، اگر چه دارودرمانی و همچنین انواع دیگری از درمان اغلب برای دستیابی به کنترل کامل علائم توصیه میشوند. بدلیل اثرات ناتوان و احتمال خودکشی، افسردگی اساسی اغلب مستلزم درمانهای پزشکی است.

  • دیس تایمی. نوعی افسردگی دراز مدت با شدتی کمتر که بیش از یک سال برای کودکان و نوجوانان و حداقل دو سال برای بزرگسالان به طول میانجامد. دیس تایمی نسبت به افسردگی اساسی علائم کمتری است، ولی مداوم و دیرپای بوده و میتواند به اندازه افسردگی اساسی ناتوان کننده باشد. به گزارش موسسه ملی بهداشت روان بیش از ۱۱٪ از نوجوانان (۱۳-۱۸) در طی عمر خود از دیس تایمی رنج میرند.

در اصطلاح تشخیصی مدرن، دیس تایمی و همچنین افسردگی اساسی مزمن (یعنی دوره ای از افسردگی اساسی که به مدت دو سال یا بیشتر دوام داشته باشد)، در ذیل طبقه “اختلال افسردگی مزمن” گنجانده شده اند.


چه عواملی باعث افسردگی می شوند؟

هیچ کسی دقیقاً نمی داند.

چه عواملی موجب افسردگی میشوند، هر چند به نظر می رسد که افسردگی از تاثیر متقابل عوامل بیولوژیکی و محیطی متعدد ناشی میشود.

واکنشهای افسردگی، که شامل خلق و خوی غمگین بدون وجود علائم جسمانی افسردگی هستند بدنبال رویدادهای خاص زندگی اتفاق میافتند. همچنین افسردگی میتواند از عوارض جانبی داروها، تغییرات هورمونی (مانند عادت ماهانه و یا زایمان)، و یا بیماریهای  جسمی مانند آنفولانزا و یا عفونت های ویروسی ناشی شود. افسردگی بالینی که شامل سندرمی از بسیاری از علائم جسمی و عاطفی و یا رفتاری است میتواند بدون هیچ دلیل روشنی در افراد آسیب پذیر از نظر بیولوژیکی رخ دهد.

اگر چه علل دقیق افسردگی اساسی و دیس تایمی ناشناخته است، محققان در حال حاضر بر این باورند که هر دوی این اختلالات بدلیل نوعی نقص عملکردی در مدارهای مغزی مربوط به تنظیم خلق و خوی، تفکر و رفتار ایجاد میشوند.

مواد شیمیایی مغز به نام انتقال دهنده های عصبی (مانند سروتونین، دوپامین و نوراپی نفرین) برای ارتباطات سالم میان سلولهای عصبی بسیار اهمیت دارند. داروهای تنظیم­ کننده سطوح این مواد شیمیایی می توانند به تنظیم دقیق عملکرد این مدارهای مغزی کمک نمایند.

“اختلال در عملکرد” مغز در افسردگی ممکن است دارای جزء ژنتیکی بسزایی باشد، ولی با این حال ژنتیک به تنهایی نمی تواند خطر ابتلا و یا بروز افسردگی بالینی را به طور کامل تبیین نماید. در مطالعه ای ۲۷% از خویشاوندان نزدیک کودکان افسرده دچار اختلالات خلقی بودند.


عوامل خطر ابتلا به افسردگی چیست؟

عوامل متعدد و یا ترکیبی از این عوامل می توانند احتمال افسردگی را افزایش دهند، و یا درمان آن را با مشکل مواجه سازند که عبارتنداز:

  • سوء استفاده. وجود سوء استفاده های جسمی، جنسی و یا عاطفی در گذشته فرد می تواند در مراحل بعدی زندگی منجر به افسردگی شوند.
  • برخی داروها. برخی داروها، مانند آکوتان (مورد استفاده در درمان آکنه)، داروهای ضد ویروس اینترفرون آلفا و کورتیکواستروئیدها، می توانند خطر ابتلا افسردگی را افزایش دهند.
  • تعارضات. در افرادی که از نظر زیست شناختی مستعد افسردگی می باشند، ممکن است افسردگی بدلیل وجود تعارضات شخصی و یا اختلاف با اعضای خانواده یا دوستان بروز کند.
  • مرگ و یا فقدان. غمگینی و داغدیدگی ناشی از مرگ یا فقدان فردی مورد علاقه، ممکن است خطر ابتلا به افسردگی را افزایش دهد.
  • ژنتیک.سابقه خانوادگی افسردگی ممکن است خطر بتلا به این اختلال را افزایش دهد. تصور می شود که افسردگی از جمله صفات پیچیده ای است که در میان نسل های خانوادگی انتقال می یابد، اگر چه نحوه انتقال ژنتیکی اختلالات روانپزشکی به سادگی بیماری های کاملاً ژنتیکی مانند کره هانتینگتون یا فیبروز کیستیک قابل تبیین نیست.
  • رویدادهای مهم زندگی. حتی برخی رویدادهای خوب مانند شروع یک کار جدید، فارغ التحصیلی، و یا ازدواج می توانند باعث ایجاد افسردگی شوند. مثالهای دیگری در همین زمینه عبارتنداز از دست دادن شغل و یا درآمد، طلاق، یا بازنشستگی.
  • سایر مشکلات شخصی. مشکلاتی مانند انزوای اجتماعی ناشی از سایر بیماری های روانی یا طرد شدن از خانواده و یا یک گروه اجتماعی می تواند منجر به افسردگی شود.
  • بیماری های جدی. گاهی اوقات افسردگی همزمان با یک بیماری مهم همزمان وجود دارد و یا اینکه واکنشی به وجود آن بیماری است.
  • سوء مصرف مواد. نزدیک به ۳۰ درصد از افراد مبتلا به سوء­ مصرف مواد دچار افسردگی بالینی یا اساسی نیز هستند.

ترجمه شده از: webmd.com

برچسب ها :
مقالات مرتبط
نظر بدهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. وارد کردن موارد ستاره دار الزامی است